تبليغاتX
ضرب المثلهای مشهور ایران

ضرب المثلهای مشهور ایران


من هم مثل شما ناشنوا هستم!

ضرب المثل
فاتحه کسی (یاچیزی) را خواندن:

به ادامه زندگی کسی امید نداشتن، چیزی را از دست رفته دانستن.

فارسی شکر است، ترکی هنر است:

فارسی آوا و لحن خوشی دارد و آموختن زبان ترکی آسان نیست.

فال بد بر زبان بد باشد:

آدم بد دل و بد رای همیشه نفوس بد می زند.

فردا را کسی ندیده (فردا را که دیده):

چه کسی از آینده خود آگاه است، معلوم نیست فردا چه پیش خواهد آمد.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 9:21  توسط علی  | 

کله گنجشک خورده است:

بسیار پرحرف است، چانه اش یک لحظه از گفتن باز نمی ماند.

کمر کاری را شکستن:

قسمت مهمی از کار را انجام دادن

کم بخور نوکر بگیر:

من که آدم و فرمانبر تو نیستم که هی دستور می دهی

کور از خدا چه خواهد دو چشم بینا:

نیازمند جز به شی مورد نیاز به چیز دیگری توجه ندارد.

کینه شتری داشتن:

عداوت را در دل نگه داشتن، بسیار بد دل بودن

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 9:13  توسط علی  | 

ضرب المثل
قاب کسی را دزدیدن:

کسی را تحت اختیار و نفوذ خود در آوردن ، اغفال کردن.

قارت و قورت کردن:

کلمات خشن و درشت گفتن، همانند: شارت و شورت کردن.

قربان آدم چیز فهم:

اگر آدم فهمیده و عاقلی یافتم حاضرم حتی جانم را برایش فدا کنم.

قبراق بودن:

زبر و زرنگ بودن، فرز وچابک بودن.

قبض روح شدن:

مرگ را جلوی چشم دیدن، بشدت ترسیدن

2 نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 9:23  توسط علی  |