· آرزو بر جوانان عيب نيست :
كنايه اي است به پيران كه ، هوسها و آرزوهاي بيجا و نامناسب براي سن آنها پسنديده نيست .
· آتش بيار معركه بودن :
ايجاد فتنه گري بين چند نفر ، افزودن ماده دشمني و كينه توزي .
· از كيسه خليفه مي بخشد :
از مال ديگران بذل و بخشش كردن ، به حساب ديگري خرج كردن .
· اگر كاه از تو نيست كاهدان كه از تو ست :
به شوخي ، اگر خوردني مفت هم هست آنقدر نخور كه به تندرستي تو ضرر برساند .
· پرده دري كردن :
چشم پوشي از خطاي كسي كردن ، پنهان كردن .
· پشه چو پر شد بزند پيل را ( ... با همه تندي و صلابت در اوست ) :
همانند : آري به اتفاق جهان مي توان گرفت .
· تف سر بالا برميگرده به ريش صاحبش :
عمل نادرست و زشتي كه زيان آن به خود شخص نصيب مي شود ، توهين به خودي نتيجه اش بي احترامي به خود است .
· آب را گل آلود مي كند ماهي بگيرد :
دزد بازار آشفته مي خواهد . براي منظور خود سايرين
را بجان يكديگر مي اندازد .
· آن غلامي كه داشتي سياه بود :
به شوخي ، حرفت را به زبان خوش مي پذيرم ، ولي
فرمانبر تو نمي شوم ،
پاسخ به شوخي ، پولش حلال بود سفيد درآمد .
· با سيلي صورت خود را سرخ كردن :
حرف برخورنده اي به كسي زدن ، آدم مغروري
رنجاندن .
· زير كاسه نيم كاسه اي هست :
راز نهفته اي در اين كار وجود دارد ، بايد كلكي در
اين قضيه باشد .
· قربان بند كيفتم تا پول داري رفيقتم :
طرح دوستي فقط تا زماني كه بشود از وجود كسي
استفاده كرد ، همانند :
اين دغل دوستان كه مي بيني
مگسانند گرد شيريني
· كار و بارش چاق بودن :
داراي ثروت و مال فراوان بودن ، همانند : دماغش
چاق بودن .
· مثل بادبادك :
آنقدر لاغر است كه اگر فوتش كني باد مي برد .