چيزي شديدا توجهش را جلب كرده ، به هوس افتاده .
روي خود را از يافتن و شنيدن حقيقت امر برنگردانند.
آدم نحس و بدجنسي است .
همه اينطور كارها را مي كنند به من كه مي رسد نحس مي شود .
احترام هر كسي بسته به اين است كه آبرو و
حيثيت آن شخص توسط بستگان او رعايت شود .
شرمندگي و شرمساري كسي را فراهم كردن ،
بي احترامي به كسي كردن .
تشنه ترسم كه منقطع گردد
وزنه باز آيد آب رفته بجوي
چون حقيقتي در گفته هاي دروغگو نيست ، زيرا حرف بي اساس و ساختگي در حافظه شخص دروغگو نمي ماند ، چون مطلب دروغ است به حافظه سپرده نمي شود.
دروغ و راست سر هم كردن ، حرفهاي بي تناسب و بي ربط گفتن.
با حرف اين و آن و يا آدم دروغگويي خود را به خطر انداختن ، اعتماد بيجا به كسي كردن.
سخن كسي كه از سفري بر مي گردد براي شنوندگان عجيب و اغراق آميز مي آيد و شايد به همين جهت چنين مثالی گفته شده.
دروغي بگو كه به عقل بگنجد ، اين طور هم كه تو ادعا مي كني نيست.
به دروغگوياني مي گويند كه دروغگوي ديگري را به شهادت مي طلبد.
از روي شوخي كسي را دست انداختن ، احترام كسي را پايين آوردن.
زود از حرف كسي رنجيدن ، از كمترين شوخي كسي ناراحت شدن.